چگونه آثار لئو تولستوی را بخوانیم؟

به گزارش ایرنا، لئو تولستوی، یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان روسیه و جهان، در آثارش همواره با پرسش‌های بنیادین اخلاقی، دینی و اجتماعی مواجه بود. تولستوی علاوه بر رمان‌های بزرگ خود مانند «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا»، به طور عمیق به مسائلی چون معنای زندگی، مرگ، اخلاق و حقیقت پرداخته است.

زمینه فکری و فلسفی تولستوی

تولد تولستوی در خانواده‌ای اشرافی در روسیه تزاری و تجربه زندگی در طبقات بالای جامعه، او را به نقد عمیق‌تری از جامعه و سیستم‌های حاکم بر آن واداشت. تولستوی ابتدا در جوانی تحت تأثیر ایده‌های روشنگری و اخلاقی بود اما بعدها به گرایش‌های مذهبی و فلسفی خاصی رسید که از منتقدان کلیسای روسیه شد.

از نگاه تولستوی، فرد باید به دنبال معنای واقعی زندگی باشد و از تعلقات دنیوی همچون قدرت، ثروت و تجملات رها شود، این نگاه در آثارش همچون «اعترافات»، «مرگ ایوان ایلیچ» و «سونات کرویتسر» به وضوح دیده می‌شود.

چگونه آثار تولستوی را بخوانیم؟

برای مطالعه آثار لئو تولستوی به‌صورت عمیق و ساختاریافته، باید با زمینه‌های تاریخی، فلسفی و فکری او آشنا شد.

زمینه تاریخی و اجتماعی

تولستوی به عنوان یک فرد اشراف‌زاده و سپس یک منتقد اجتماعی، نقدهای بسیاری به ساختارهای سیاسی و اجتماعی زمان خود وارد کرده است. در اواخر زندگی، او به شدت به انتقاد از طبقات حاکم و نظام‌های فئودالی پرداخت و به نوعی به تفکرات سوسیالیستی و آنارشیستی گرایش پیدا کرد، در آثارش، همواره ایده‌هایی درباره اصلاحات اجتماعی، آزادی فردی و نقد دولت و کلیسا مطرح می‌شود.

اختلاف طبقاتی شدید و نظام ارباب-رعیتی باعث شد که تولستوی به سوسیالیسم علاقه‌مند شود. در رمان‌هایی همچون «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا»، تولستوی جامعه روسیه را در چارچوب روابط طبقاتی و اخلاقی بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه ساختارهای اجتماعی و سیاسی فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهند. در حالی که او در آثار اولیه‌اش بیشتر به داستان‌های بزرگ تاریخی و پیچیدگی‌های روابط انسانی پرداخته است، در آثار بعدی به نقد صریح‌تر سیاست و دین پرداخته و به دنبال جایگزینی اخلاقی و اجتماعی مبتنی بر آموزه‌های مسیحیت ساده‌زیست می‌گردد.

تولستوی در قرن ۱۹ میلادی در روسیه زندگی می‌کرد، دوره‌ای که نظام فئودالی رو به زوال بود و ایده‌های مدرنیته، لیبرالیسم، ناسیونالیسم و آنارشیسم در حال گسترش بودند. از سوی دیگر او شاهد جنگ‌های بزرگ مانند جنگ کریمه (۱۸۵۳-۱۸۵۶) بود که تأثیر زیادی بر تفکرات ضدجنگ او داشت.

زمینه فکری، فلسفی و سیاسی

تولستوی در جوانی تحت تأثیر آرمان‌های روشنگری و ایده‌های ژان‌ژاک روسو قرار داشت و بعدها به نوعی آنارشیسم مسیحی گرایش پیدا کرد و معتقد بود که دولت و کلیسا فاسد هستند. او در نهایت به نوعی خداشناسی عرفانی رسید که باعث شد از کلیسای رسمی روسیه طرد شود.

او همواره اخلاقیاتی مبتنی بر زهد، صلح‌طلبی و ساده‌زیستی داشت که در آثار او به روشنی دیده می‌شود.

تولستوی به دلیل تولد و زندگی در یک خانواده اشرافی، در سال‌های جوانی، اشراف‌زاده‌ای لیبرال بود اما در میانسالی منتقد سرمایه‌داری، امپریالیسم و قدرت کلیسا شد. با این حال از خشونت و اقدامات انقلابی پرهیز می‌کرد و بیشتر به اصلاحات تدریجی و روش‌های مسالمت‌آمیز اعتقاد داشت.

چگونه آثار لئو تولستوی را بخوانیم؟

آثار لئو تولستوی

برای درک بهتر تولستوی، می‌توان آثار او را به‌ترتیب زیر مطالعه کرد:

دوره اول – جستجوی هویت و تجربه جنگ

کودکی، نوجوانی، جوانی (۱۸۵۷)

این اثر که با نام «زندگانی من» نیز به فارسی منتشر شده است شرحی از دوران کودکی و جوانی تولستوی ست. این کتاب مانند دریچه‌ای به‌سوی دنیای درونی تولستوی، خواننده را به سفری در اعماق وجود و اندیشه‌های این نویسنده‌ بزرگ می‌برد. او در این اثر با ظرافتی بی‌نظیر، خاطرات دوران کودکی و جوانی خود را به تصویر می‌کشد. از بازی‌های کودکانه و شیطنت‌های دوران خردسالی تا دغدغه‌های فلسفی و جستجوی معنای زندگی در جوانی، در این کتاب به زیبایی روایت شده‌اند.

خاطرات سواستوپل (۱۸۵۵)

تولستوی در این اثر داستان یک ستوان دوم را در یک هنگ توپخانه‌ای طی جنگ کریمه به تصویر می‌کشد که اساس این سه داستان کوتاه را تشکیل می‌دهد. این سه داستان کوتاه جزو اولین نوشته‌های او به حساب می‌آیند. داستان‌های «سواستوپل در ماه دسامبر»، «سواستوپل در ماه می» و «سواستوپل در ماه اوت» از تجربیات تولستوی در جنگ نشأت می‌گیرد. هدف اصلی او از نوشتن این داستان‌ها این بود که جنایات واقعی جنگ را برای مردم روسیه به نمایش بگذارد. بسیاری از وقایع موجود در این سه طرح با قسمت‌های روایت شده در جنگ و صلح پیوند دارد.

چگونه آثار لئو تولستوی را بخوانیم؟

قزاق‌ها (۱۸۶۳)

این رمان که بیشتر ایام جوانی تولستوی نوشته شده، داستان زندگی یک فرد اشراف‌زاده را روایت می‌کند که تصمیم می‌گیرد به میان «قزاق‌ها» برود و از زندگی اشرافی خود کناره‌گیری کند. تولستوی در این اثر به تضادهای درونی شخصیت‌هایش و پرسش‌های اجتماعی و اخلاقی آن‌ها می‌پردازد. از آنجا که تولستوی در این اثر به بررسی طبقات اجتماعی و مسائلی مانند هویت، جامعه و طبیعی بودن زندگی می‌پردازد، «قزاق‌ها» به عنوان یکی از اولین آثار اجتماعی و فلسفی او شناخته می‌شود.

دوره دوم – اوج رئالیسم و شاهکارها

چگونه آثار لئو تولستوی را بخوانیم؟

جنگ و صلح (۱۸۶۹)

«جنگ و صلح» یکی از برجسته‌ترین آثار تولستوی و ادبیات جهان است. این رمان تاریخی، که در دوران جنگ‌های ناپلئونی در روسیه رخ می‌دهد، به شکلی گسترده به موضوعات جنگ، تاریخ، سیاست و فلسفه می‌پردازد. تولستوی در این اثر به طور عمیق بررسی می‌کند که چگونه انسان‌ها، درگیر رویدادهای بزرگ تاریخ، با احساسات و تصمیمات فردی خود مواجه می‌شوند. شخصیت‌های این رمان از تمامی اقشار جامعه روسیه (از اشراف گرفته تا طبقات پایین) به تصویر کشیده شده‌اند. ویژگی خاص این اثر این است که تولستوی به جای تمرکز تنها بر شخصیت‌های قهرمان، به قدرت نیروهای اجتماعی و جمعی در تعیین سرنوشت تاریخ پرداخته است.

آنا کارنینا (۱۸۷۷)

این رمان یکی از مهم‌ترین آثار تولستوی در زمینه تحلیل روان‌شناختی شخصیت‌ها و نقد جامعه روسیه است. داستان حول شخصیت «آنا کارنینا»، یک زن متأهل و اشراف‌زاده، می‌چرخد که در جست‌وجوی عشق واقعی وارد یک رابطه خارج از ازدواج با کنت ورونسکی می‌شود. در این رمان، تولستوی به بررسی مسائل اخلاقی، اجتماعی و روان‌شناختی پیچیده می‌پردازد و در نهایت، سقوط آنا در مواجهه با قضاوت‌های اجتماعی و شخصی را نشان می‌دهد. «آنا کارنینا» در مقایسه با دیگر آثار مشابه، شخصیت‌پردازی‌های بی‌نظیری دارد و یکی از بهترین نمونه‌ها برای تحلیل ساختارهای اجتماعی و رابطه‌های فردی در دنیای مدرن است.

دوره سوم – تغییرات فکری و معنوی

مرگ ایوان ایلیچ (۱۸۸۶)

این داستان کوتاه فلسفی، یکی از عمیق‌ترین آثار تولستوی درباره مرگ و رنج است. داستان درباره ایوان ایلیچ گولووین، یک قاضی روسی است که پس از آنکه متوجه می‌شود به بیماری لاعلاج مبتلا است، به تأمل در مورد زندگی خود می‌پردازد. تولستوی در «مرگ ایوان ایلیچ» به بررسی نارضایتی‌ها و بی‌معنایی‌های زندگی طبقاتی و رسمی جامعه روسیه می‌پردازد. ایوان ایلیچ که تا پیش از مرگ به زندگی‌ای پر از موفقیت‌های شغلی و اجتماعی پرداخته بود، در مواجهه با مرگ ناگزیر به حقیقتی تلخ پی می‌برد که تا آن زمان از آن غافل بود. این اثر به طور خاص به پرسش‌های اخلاقی، معنای زندگی و آماده‌سازی انسان‌ها برای مرگ اشاره دارد.

سونات کرویتسر (۱۸۸۹)

این کتاب یکی از آثار جنجالی تولستوی است که به نقد نهاد ازدواج و روابط عاشقانه می‌پردازد. در داستان، شخصیت اصلی، پوزدنیشف، روایتگر تجربه‌های خود در مورد ازدواج و خیانت است. او که از ازدواج خود و رفتارهای همسرش ناامید است، به طور تند و بی‌پرده ازدواج‌های متعارف را نقد می‌کند و باور دارد که عشق واقعی باید از نظر اخلاقی و اجتماعی در سطح بالاتری از زندگی انسانی قرار گیرد. در این اثر، تولستوی به شدت از مادی‌گرایی، نهادهای اجتماعی و روابط جنسیتی انتقاد کرده است.

چگونه آثار لئو تولستوی را بخوانیم؟

اعتراف (۱۸۸۲)

«اعتراف» به نوعی، خودزندگی‌نامه فلسفی تولستوی است که در آن به جست‌وجو برای معنای زندگی می‌پردازد. تولستوی در این کتاب درباره بحران‌های مذهبی و اخلاقی خود در سال‌های میانسالی می‌نویسد. در واقع، این کتاب روایتی از تحولات درونی او است و نقدهایی به دین رسمی و ساختارهای اجتماعی مطرح می‌کند. تولستوی در «اعتراف» بیان می‌کند که چگونه از یک زندگی اشرافی و مادی به جست‌وجو برای حقیقت و معنای زندگی رسید و در نهایت، به آموزه‌های مسیحی ساده‌زیستی و معنویت دست یافت. این اثر نمایانگر دگرگونی‌های فکری و مذهبی او در نیمه دوم زندگی‌اش است.

پدر سرگئی (۱۸۹۸)

این اثر یکی از آخرین رمان‌های تولستوی است که به صورت عمیق به مفاهیم دینی، اخلاقی و معنوی می‌پردازد. داستان درباره کشیشی به نام «پدر سرگئی» است که به دنبال کشف حقیقت معنوی زندگی، با مشکلات و تضادهایی در مواجهه با جامعه و خود روبه‌رو می‌شود. تولستوی در این داستان به بررسی تناقضات درونی فرد در تلاش برای رسیدن به کمال اخلاقی و معنوی می‌پردازد و نقدهای تندی به کلیسا و نهادهای دینی دارد.

گام آخر…

با توجه به نقدهای اجتماعی و سیاسی تولستوی، می‌توان گفت که او یکی از پیشگامان نقد اخلاقی و اجتماعی در ادبیات جهان بود و آموزه‌های او، به‌ویژه در زمینه‌های صلح‌طلبی، ساده‌زیستی و نقد قدرت، همچنان در دنیای معاصر نیز کاربردی و قابل توجه هستند.

آثار لئو تولستوی به عنوان ترکیبی از ادبیات رئالیستی و فلسفه اخلاقی، همچنان در دنیای امروز مورد مطالعه و تحلیل قرار می‌گیرند. تولستوی در تلاش بود تا به عمق انسان‌شناسی و معنای زندگی پی ببرد و در آثارش به سوالات بنیادین درباره اخلاق، مرگ، جنگ، عشق و حقیقت پاسخ دهد. تحلیل آثار او، نه تنها برای درک تاریخ روسیه، بلکه برای مطالعه عمیق‌تر مسائل انسانی و فلسفی نیز اهمیت دارد.

زندگی‌نامه تولستوی

کنت لف نیکلایویچ تولستوی، زاده ۹ سپتامبر ۱۸۲۸ و درگذشته ۲۰ نوامبر ۱۹۱۰، فعال سیاسی-اجتماعی و نویسنده روس بود.لئو در خانواده ای اشرافی و با پیشینه ی بسیار قدیمی در یاسنایا پالیانا (در ۱۶۰ کیلومتری جنوب مسکو) زاده شد. مادرش را در ۲ سالگی و پدرش را در ۹ سالگی از دست داد و پس از آن تحت سرپرستی عمه اش تاتیانا قرار گرفت.

او در سال ۱۸۴۴ در رشته ی زبان های شرقی در دانشگاه قازان نام نویسی کرد، ولی پس از سه سال، در تاریخ ۱۸۴۶ تغییر رشته داد و خود را به دانشکده حقوق منتقل کرد تا با کسب دانش وکالت به وضعیت نابه‌سامان ۳۵۰ نفر کشاورز روزمزد، که پس از مرگ پدر و مادرش به او انتقال یافته بودند، رسیدگی کند و با اصلاحات اراضی خود به شرایط رنج آور اجتماعی آنان خاتمه دهد.

تولستوی در سال ۱۸۵۱ پس از گذراندن دوران مقدماتی نظام، در جنگ‌های قفقاز شرکت کرد. تجاربی که از زندگی سربازان کسب کرده بود، مبنای داستان‌های قفقازی او شد. با شروع جنگ‌های کریمه در سال ۱۸۵۴ به جبهه سواستوپل منتقل شد. او به خاطر ارسال گزارش‌های واقعی از صحنه‌های نبرد در کتاب «قصه‌های سواستوپل»، نامش به عنوان نویسنده‌ای چیره دست بر سر زبان ها افتاد. تولستوی پس از سقوط سواستوپل به سن پترزبورگ رفت و از ارتش کناره‌گیری کرد و پس از آن به شهر خود بازگشت.

تولستوی در روسیه بسیار محبوب است و سکه طلای یادبود به احترام وی ضرب شده است. تولستوی در زمان زنده بودنش شهرت و محبوبیتی جهانی داشت اما به سادگی زندگی می کرد.

تولستوی ۲۰ نوامبر ۱۹۱۰ درگذشت و در زادگاه خویش به خاک سپرده شد.


منبع

درباره ی nasimerooyesh

مطلب پیشنهادی

خبر باید به زبان رسمی نوشته شود/ وابستگی حیات فرهنگ به زبان

به گزارش خبرنگار کتاب ایرنا، یونسکو (سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد) ۲۱ فوریه …

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ