یکی از محورهای مهم فرمایش رهبر معظم انقلاب در دیدار هزاران نفر از مردم آذربایجان شرقی توجه ویژه تحرکات و تهدیدات نرمافزاری دشمن برای دستکاری افکار عمومی و ایجاد اختلاف و تردید بود. در این راستا ایشان راهکار بیاثر کردن این تهدیدات را به میدان آمدن همه رسانهها، صاحبان اندیشه و بیان و قلم، اصحاب هنر و دانش و آموزش و آحاد جوانان فعال در فضای مجازی با همه توان، معرفی کردند.
در ادامه گفتوگوی محمدحسین قربانی زواره، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه جنگ شناختی و هیبریدی را با ایکنا میخوانیم:
بیشتر بخوانید:
ایکنا ـ تأکیدات چندباره مقام معظم رهبری به تهدیدات نرمافزاری و جنگ روانی دشمن، چه میزان از اهمیت اهتمام برای مقابله با جنگ نرم حکایت دارد؟
اول باید به این موضوع بپردازیم که تهدیدات پیشروی جمهوری اسلامی ایران از جنس نرم و در حوزه جنگهای شناختی است یعنی با تهدیداتی روبرو هستیم که ماهیت آن نشئت گرفته از حوزه جنگ نرم است که در دل آن جنگهای هیبریدی و شناختی دیده میشود.
کارکرد نرمافزارها در حوزه جنگهای هیبریدی و شناختی
یکی از حوزهها، سایبری است که میتوان به بحث نرمافزاری اشاره کرد. بحث نرمافزاری نیز دارای چندین بُعد است؛ یکی کارکرد نرمافزارها در حوزه جنگهای هیبریدی و شناختی در جهت تأثیرگذاری بر ذهن و ادراک یک جامعه است که سازمانها و نهادهای تبلیغاتی باید به این موضوع توجه داشته باشند. امروز نقش پررنگ پلتفرمهای رسانهای اجتماعی را نمیتوان در تغییر و تحولات عظیم در جهت کاهش و یا افزایش تابآوریها در جامعه منکر شد و این تأثیرگذاری نرمافزاری این پلتفرمهاست.
به عبارت دیگر تأثیرگذاری این پلتفرمها به دلیل ماهیت نرمافزاری آنها در جنگ نرم است که به عنوان یک ابزار پرکاربرد در جهت تأثیرگذاری و شکلگیری نوعی از آگاهی در جامعه بسیار حائز اهمیت و کلیدی است که باید جامعه و حاکمیت به آن توجه داشته باشد.
از بُعد دیگر میتوان گفت این حوزه نرمافزاری میتواند تهدیداتی را برای جامعه ایجاد کند، چنانچه پایگاه داده داخلی و سکوهای داخلی نداشته باشیم میتوانند زمینه بروز و جریان بخشیدن به تهدیدات هیبریدی و شناختی را علیه آرمانها، باورها و کل حاکمیت جمهوری اسلامی ایران فراهم کنند.
ضرورت توجه به سواد رسانهای در حوزه شهروندی
ایکنا ـ نقاط قوت و ضعف کشور در این جنگ تبلیغاتی و نرم چیست؟
باید توجه بسیار زیادی به سواد دیجیتال و رسانهای در جامعه، به ویژه در حوزه شهروندان شود و نقش تسهیلگری حاکمیت در جهت بکارگیری نرمافزارهای داخلی به عنوان نوعی از ابزارهای رسانهای و شناختی باید مورد توجه قرار گیرد. لذا باید توجه جدی به افزایش سطح آگاهی شناختی در جامعه از طریق پلتفرمها و این نرمافزارها داشته باشیم چرا که همانطور که آنها برای ما، عامل تسهیلگری هستند اما چنانچه از طریق سکوهای بیگانه مورد توجه قرار گیرند به آنها توجه جدی صورت نگیرد، عاملی برای براندازیها و پیادهسازی جنگ نرم با رویکردهای شناختی علیه باورها، هنجارها، دیدگاهها و آرمانهای ما خواهند بود لذا باید به سمت برنامهریزیهای دقیق برای کنترل هوشمند فضای نرمافزاری کشور حرکت کنیم. در این راستا نیاز به داشتن پروتکلها و برنامهریزیهای هوشمند و تعیین سطح دسترسی به این برنامهها و پروتکلها به طور دقیق و هوشمندانه برای شهروندان است تا در جهت حفظ چارچوبها، دستاوردها و باورهای یک حاکمیت حرکت کنیم.
باید به این مسئله توجه کرد که عرصه تهدیدات در حوزه نرمافزاری و نفوذ نرم از طریق این نرمافزارهاست به خصوص اگر از نگاه کشورهای بیگانه باشد، میتواند تأثیر عمیق بسیار منفی را در سطح شهروندی و در حوزه تابآوری شکل دهد. اگر تابآوری فردی، گروهی و حاکمیتی کاهش پیدا کند، نفوذ نرم و تأثیرگذار این پلتفرمها و نرمافزارها میتواند به عدم اعتماد و در نهایت عدم مشروعیت حاکمیت در نگاه شهروندان منتهی شود.
تقویت باورها در مقابل جنگهای ترکیبی و شناختی
ایکنا ـ مسئولان چه میزان متوجه عمق جنگ رسانهای و عملیات روانی دشمنان شدند؟ آیا سیاستها در این خصوص با شعارها و سخنان آنها تطابق دارد؟
چنانچه مسئولان، رجل سیاسی و مدیران ارشد حاکمیتی به این نکته بپردازند که امروز در محیط جنگهای هیبریدی و شناختی هستیم و این نوع جنگها به دنبال از بین بردن مشروعیت از طریق ایجاد بیاعتمادی به نظام سیاسی در جامعه است، آنگاه نقش پررنگ تقویت آگاهیها، باورها و اعتقادات جامعه مورد توجه جدی و عمیق مسئولان قرار خواهد گرفت.
ایکنا ـ چرا در دنیای امروز ابزارهای جنگ نرم اثرگذارتر از جنگ سخت است به طوری که حتی میتواند بنیانهای جامعه و یک نظام سیاسی را تضعیف کند و تحولاتی مانند اتفاقات سوریه را رقم بزند؟
اینها جنگهای رسانهای صرف نیستند بلکه جنگهای هیبریدی (ترکیبی) و شناختی هستند. این نوع جنگها دارای چند ویژگی قابل توجه در نظام بینالملل هستند؛ اول؛ این نوع جنگها به دنبال تأثیرگذاری به جای تخریب است. جنگهای گذشته بیشتر ماهیت تخریبی داشتند اما این نوع جنگها بیشتر در پی نفوذ و تأثیرگذاری بر باورها و افکار است. دوم؛ این نوع جنگها به صورت مواجههای و نه مقابلهای عمل میکنند، یعنی در بستر فرهنگی و اجتماعی و نه در خاکهای سرزمینی شکل میگیرند. عرصه جنگهای ترکیبی و شناختی، به جای عرصه فیریک و جسم عرصه ذهن است و این بسیار حائز اهمیت است.
ذهن؛ عرصه جنگهای ترکیبی و شناختی
سوم؛ این جنگها نسبت به جنگ سخت کمهزینهتر است. امروز شما میتوانید در قالب مدگرایی، تهاجم فرهنگی و اقدام مدنی با کمترین هزینه از طریق محتواسازی و ارسال و تکثیر اطلاعات نادرست، یک جامعه را تحت تأثیر قرار دهید. آیا یک نیروی نظامی میتواند به راحتی این کار را انجام دهد؟! جذابیت این نوع جنگها از طریق اتاق فکرهای غربی ـ صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران بوده که ادامه دارد.
مؤلفه بعدی برای این نوع جنگ، قدرت انکار بازیگران مداخلهکننده آن است. در واقع در این نوع جنگ علیرغم اینکه نقض قوانین بینالمللی است اما قابل اثبات در نظام بینالملل نیست اما در جنگ سخت نقض قوانین قابل مشاهده، اثبات و محکومیت در مجامع بینالمللی است مانند حمله عراق به ایران که قطعنامههای متعددی صادر و عراق به عنوان متجاوز معرفی شد در حالی که در سال 1401 که بازیگران مداخلهکننده، جنگ ترکیبی و شناختی تمامعیاری را علیه جمهوری اسلامی ایران شکل دادند نتوانستیم آنها را در نظام بینالملل محکوم کنیم؟! خیر. چون در این جنگها قدرت انکار وجود دارد.
ابزارهای این نوع جنگ؛ حوزه رسانه، هوش مصنوعی، سلبریتیها، افراد تأثیرگذار و دارای پایگاه اجتماعی هستند که میتوانند در نقش نفوذیها به صورت آشکار و پنهان، عدم مشروعیت، تغییر باورها، عدم آگاهی و براندازیهای نرم را هوشمندانه پیادهسازی کنند.
گفتوگو از سمیرا انصاری
انتهای پیام
منبع