به گزارش ایكنا از قزوین، در سمت غربی باغ چهلستون، بقعهای است كه در جوار مدرسه و مسجدی از دوره صفوی قرار دارد و عالمان دینی و مردم، آنجا را آرامگاه چهارتن از پیامبران بنیاسرائیل به نامهای: سهولی، سلام، القیا و سلوم میدانند و به «چهار انبیاء» مشهور است. گفته میشود آنان پیامبرانی هستند كه مژده میلاد مسیح(ع) را از اورشلیم به سوی شرق آوردهاند.
بر اساس اسناد موقوفات صفویه چهار انبیاء در پایان قرن یازدهم هجری زیارتگاهی مورد احترام بوده و باغهایی را بر آن وقف كردهاند. بنای فعلی پیغمبریه از آثار میرزا مسعود شیخالاسلام است. در جلوی بقعه یک مهتابی قرار دارد كه بر روی چهارستون و جرز قرار گرفته، پشت آن رواقی است كه به حرم میپیوندد. حرم در چهار جهت دارای چهار شاهنشین است و طرح آن در داخل به صورت بیست ضلعی است.
در چهار طرف حرم، چهار قوس بلند برپا شده كه به كمك فیلپوشها، طاق حرم را نگاه داشتهاند. از جایی كه قوسها آغاز شده، دور تا دور حرم كتیبهای گچبری شده از سوره جمعه با رنگ طلایی روی زمینه لاجوردی به خط نسخ توسط مرحوم شیخ علی سكاكی نوشته شده كه ازجمله آثار هنری بقعه به شمار میرود. علاوه بر چهار پیامبر نامبرده، مقبره امامزاده صالح بن حسن مجتبی(ع) را نیز در همین مكان میدانند.
عدهای در پیامبر بودن خفتگان بقعه پیغمبریه تردید دارند
عدهای در پیامبر بودن خفتگان بقعه چهارانبیاء تردید دارند که منابع تاریخی پیشین نیز درباره انبیای آرمیده در خاک قزوین سکوت کردهاند. همانگونه که این خاموشی برای سایر پیامبرانی که در سرزمین ایران به خاک سپرده شدهاند به چشم میخورد. بهجز حضرت دانیال نبی (زنده در حدود ۶۰۵ تا ۵۳۷ قبل از میلاد) مدفون در شوش که هم روزگار کوروش بزرگ و داریوش اول هخامنشی بوده و پس از آزادی از اسارت نبوکدنصّر به مقام مشاورت داریوش رسیده؛ حضرت حبقوق پیامبر مدفون در تویسرکان و حضرت حکّی مدفون در همدان که آیات و مکتوباتی به آنان منسوب است؛ درباره پیامبرانی همچون: مُردخای (درهمدان) یوشع و شعیای نبی (در اصفهان)، قیدار (در خدابنده)، ارمیا (در خرمشهر)، اشموئیل (در ساوه) و سلام، سهولی، سلوم و القیا (در قزوین) اطلاعات صریح و دقیقی در متون دینی و تاریخی پیشین وجود ندارد.
با آنکه شباهت اسمی این پیامبران با انبیای الهی فراوان است و عدهای را درباره هویت آنان بهاشتباه انداخته است بنابراین نمیتوان با قطع و یقین به اینهمانی پرداخت و باید تا به نتیجه رسیدن پژوهشهای دقیق و ارائهٔ اسناد معتبر، جانب احتیاط را از دست نداد و از اظهارنظرهای شتابزده که از شائبههای وابستگی به مناطق و شهرها خالی نیست پرهیز کرد.
بهعنوانمثال نمیتوان این نکته را ندیده گرفت که در منابع یهودی، محل مرگ و خاکجای دانیال پیامبر سرزمین فلسطین ذکر شده و آرامگاههای متعددی در عراق و فلسطین هم به او منسوب است حتی بر فراز کوه ۲۰۵۰ متری پیامبر در شمال آبیک و جنوب روستای زیاران بقعهای منسوب به دانیال پیامبر وجود داشته که به دست شوم جویندگان گنج و غارتگران تاریخ ایران، ویران شده است.
بدیهی است هنگامیکه درباره معروفترین و شناختهشدهترین مقبره انبیا در ایران، تردید تا این اندازه بزرگ است؛ نباید انتظار داشته باشیم برای پیامبرانی که از شهرتی برخوردار نیستند اشاره صریح و روشنی در منابع معتبر وجود داشته باشد. ازاینرو دست یافتن به شواهد کهن، گامی بلند در راستای زدودن غبار ابهام از چهره پیامبران الهی و روشن شدن زوایای ناشناختهای از تاریخ و فرهنگ ایران به شمار میآید.
تا چندی پیش گمان میرفت کهنترین اشاره در اسناد و متون تاریخی به پیغمبریه قزوین را باید در آثار دوره قاجار جست. محقق کتاب مینودر پس از جستوجو در منابع تاریخی مشهور تاریخ قزوین مینویسد: «عجب این است که امام رافعی در کتاب تدوین باآنکه گورستانهای قزوین و بقاع و مزار بزرگان و علما و شیوخ و پیروان اهل طریقت و عرفان را یاد کرده است، اسمی از پیغمبریه یا جایی که بتوان به آن مانند کرد نبرده است. همچنین حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده و در نزههالقلوب از این بقعه نامی نبرده است. در تواریخ و تذکرههای تازی و فارسی تا دوره قاجاریه هم اسمی از این مکان برده نشده. کتیبهای که بالای در مدرسه متصل به بقعه موجود است نشان میدهد که وزیر اعظم شاهعباس ثانی به سال ۱۰۵۴ بنای آنجا را به نام شریف یادکرده است.» (گلریز ۱۳۳۷ ص ۶۷۲)
تنها نوشتهای که درباره این بقعه به دست آمده تذکرهای است که یکی از دانشمندان بنام قزوین، بهشت آرامگاه مرحوم حاج سیدتقی اعلیالله مقامه راجع به پیغمبریه نگاشته است.
ولی با پژوهش استاد دبیرسیاقی روشن شد که در دوره صفوی این بقعه زیارتگاه مشهوری بوده و چنانکه در وقف نامه باغهای سلیمان آباد (باغ نو) و صفی آباد توسط شاه سلطان حسین صفوی در رمضان المبارک ۱۱۳۱ هجری قمری آمده؛ «مزار کثیرالانوار معروف به پیغمبریه واقع در جنب دولتخانه مبارکه» یکی از مشاهد ثلاثه قزوین تلقی شده است. (دبیرسیاقی ۱۳۷۵ ص ۶۷)
اتفاقنظر بسیاری از دانشمندان در پیامبر بودن خفتگان پیغمبریه
با اینهمه بسیاری از دانشمندان ادیان الهی در مورد چهار پیامبر بزرگوار خفته در خاک قزوین، اتفاقنظر دارند و آنان را از پیامبران بنیاسرائیل میشمارند؛ بنابر قولی سه یار همراه دانیال هم در مسجد انبیا در قزوین دفناند. (نترز- ورجاوند ۱۳۸۴ ص ۳۰)
عدهای آنان را از جمله انبیای همروزگار با اصحاب کهف میدانند که به تدریج به قزوین آمده و پس از وفات در کنار یکدیگر به خاک سپرده شدهاند؛ گروهی هم معتقدند که ممکن است اینان پیامبرانی باشند که مژده میلاد مسیح را برای مردم شرق آوردهاند.
برخی نیز بر مبنای سفرنامه مارکوپولو (جهانگرد ماجراجوی ونیزی که در سال ۱۲۷۰ میلادی برابر با ۶۷۰ هجری قمری به قصد بازرگانی به آسیا آمده و از ایران عبور کرده) تصور میکنند سه تن از این پیامبران به زیارت مسیح در بیتاللحم رفتهاند. البته در خاطرات مارکوپولو، مقبره این پیامبران به شهر ساوه نسبت داده شده است، ولی استاد زنده یاد ذبیح بهروز فرزند میرزا ابوالفضل ساوجی که خود اهل ساوه و به اوضاع آن شهر احاطه کامل دارد معتقد است: «در ساوه چنین مقبرهای وجود ندارد و این چیزی که مارکوپولو نوشته با پیغمبریه قزوین قابل تطبیق است. مارکوپولو اشتباه کرده، زیرا چنان که در شرح حال او میخوانید مرد بیسوادی بوده و از مسافرتهای خود یادداشتی نداشته و پس از چند سال در زندان، به استعانت از حافظه مشاهدات خود را تقریر کرده و دیگری نوشته است. از این رو جای تردید نیست که در این باره اشتباه کرده و قزوین را ساوه نگاشته است.» (گلریز ۱۳۳۷، ص ۶۷۶)
بعضی از نویسندگان قصص انبیا نیز یکی از پیامبران را فرزند لقمان حکیم انگاشتهاند. همچنین جمعی با استناد به تفسیر روضالجِنان و رَوحالجَنان ابوالفتوح رازی مفسر نامدار شیعی در نیمه نخست سده ششم هجری در ذیل آیات ۱۳ تا ۳۲ سوره مبارکه یس به خاطر همنامی یا قریبالمخرج بودن اسامی پیامبران گمان بردهاند اینان همان پیامبرانی هستند که به سوی «قریه» فرستاده شدهاند.
مرحوم گلریز نوشته است: چون نام شلوم عیناً همان سلوم است که شادروان حاجی سید تقی در تذکره خود آورده و اسامی دیگر هم با آن چه که در تفسیر مذکور است قریب المخرج هستند و در وجهه شباهت و قرابت صوتی با یکدیگر دارندن بنابراین بیمناسبت نیست که گفته شود مدفونین در پیغمبریه شاید همین پیغمبرانی باشند که در تفسیر یادشدهاند. (گلریز: ۱۳۳۷، ۶۷۷)
انتهای پیام
منبع