به گزارش ایکنا، فن تنظیم و بههمبستن صفحات کتاب یا امثال آن و قرار دادن آنها بین دو پوشش (جلد) به منظور یکجا نگاه داشتن صفحات و جلوگیری از فرسوده یا پاره شدن و تسهیل استفاده از آنها را صحافی گویند. جلد کتاب ممکن است نازک یا ضخیم باشد. جلدهای ضخیم را از مقوا میسازند و روی آن را پارچه، چرم، پلاستیک چرمنما، یا ترکیبی از این مواد میکشند.
در گذشته به این حرفه ورّاقی نیز گفته میشده که البته مواردی همچون نسخهنویسی و تهیهٔ رونوشت و تکثیر کتاب را نیز در بر میگرفتهاست.
پایگاه اینترنتی الیوم السابع در گزارشی به زندگی حرفهای یکی از صحافان مشهور مصر که به کار صحافی قرآن و کتب قدیمی مشغول است، پرداخته است. در ادامه، این گزارش از نظر میگذرد:
حرفه صحافی کتاب به وسیله دست با چرم و مقوا، یکی از حرفههای قدیمی است که از صدها سال پیش مصریها به آن مشغول بودهاند و منبع درآمد و روزی بسیاری از خانوادههای مصری بوده است اما امروز کم کم در حال از بین رفتن است.
در سایه پیشرفت سریع تکنولوژی در زمینه صحافی کتاب، این حرفه دستی به دلیل دستگاههای جدید چاپ و همچنین بیعلاقگی مصریها به صحافی کتب قدیمی درخشش خود را از دست داده است.

در یک مغازه کوچک نزدیک به مسجد سید عبدالرحیم قنائی، در شهر قنا واقع در جنوب مصر، همچنان بوی گذشته به مشام میرسد و ابزارهای قدیمی چاپ و برش، مخاطب را جذب خود میکند. اینجا یکی از قدیمیترین کارگاههای صحافی قرآن و انجیل و رسالههای دکترا است. همچنین در این مغازه هرچیزی که مشتریها سفارش میدادند با دست چاپ میشده است و علیرغم پیشرفت صنعت چاپ و وجود ماشینآلات جدید چاپ و صحافی، عبدالرحیم نورالدین، مالک این مغازه که از 80 سال پیش تا کنون کار میکند، همچنان به حرفه پدر مشغول است و با دست خود آنچه مشتریها میخواهند را به زیبایی چاپ میکند. او همچنین از چرمهایی سازگار با کتاب، وسایل صحافی و چسب مناسب بهره میبرد.
عبدالرحیم نورالدین، کارمند بازنشسته و صحاف در شهر قنا، در آرامش و سکوت، کار میکند؛ بعد از ظهر کار خود را شروع میکند و تا غروب ادامه میدهد، تا در نهایت با رضایت خاطر به خانه برگردد. او روز خود را به کاری مشغول است که به درآمد او پس از رسیدن به دوران بازنشستگی کمک میکند.
او به شغل خود که در جوانی به آن عشق میورزیده مشغول است چرا که این حرفه از پدر به پسران خود که یکی از آنها عبدالرحیم است منتقل شده است.
عبدالرحیم نورالدین میگوید شغل صحافی را از زمان کودکی از پدرش که در کار چاپ کتب بود آموخته است. پدر وی صاحب قدیمیترین چاپخانه شهر قنا بود که به نام خودش نامگذاری شده بود. وی با وجود اینکه پس از پایان تحصیلات خود در وزارت اوقاف مشغول به کار شده بود اما ترجیح داد که به خاطر عشق به کار صحافی این کار را ادامه دهد.
عبدالرحیم پس از رسیدن به سن بازنشستگی تصمیم گرفت خود را کاملاً وقف مغازه کوچک خود کند و روی صحافی قرآنها، انجیلها و رسالههای دکترا با استفاده از چرم و تعمیر آنها کار کند. با اشاره به اینکه با وجود تسلط بر هر دو کار، صحافی را بیشتر از چاپ کتاب دوست داشت و به عنوان یک نوع عشق و نه صرفاً به عنوان حرفه، روی آن کار میکرد.
عبدالرحیم نورالدین توضیح داد که صحافی را نوعی هنر میدانست که موجب رشد تواناییهای او شده است. به گفته وی، چاپ کتاب در مصر رواج دارد اما هیچ کس جز او و یک نفر دیگر در شهر قنا، در کار صحافی کتاب کار نمیکند.

از جمله شاخصترین موادی که در صحافی استفاده میشود چرم است که نسبت به پلاستیک، قوام بیشتری به کار میدهد و به پایاننامههای علمی کیفیت بالایی میبخشد و دارای ظاهری چشمگیر با رنگهای مختلف از جمله مشکی، سبز زیتونی و شرابی است که بین مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا متفاوت است؛ رنگ مشکی برای دکترا و سبز زیتونی برای کارشناسی ارشد استفاده میشود.
نورالدین اشاره میکند که استقبال از ترمیم مصحفها و صحافی آنها هرسال در ماه شعبان و همچنین ماه مبارک رمضان و مناسبتهای دینی افزایش مییابد. این کاری است که نورالدین به آن عادت کرده و در طول سالیان متمادی بر نحوه صحافی و احیای قرآن مسلط شده است.
وی افزود که قبلاً انواع نشریات از جمله تبلیغات انتخاباتی را با ماشین تحریر دستی چاپ میکرد، اما با پیشرفت و گسترش چاپخانهها فقط به صحافی اکتفا کرد و در آن از چرمهایی که از قاهره بدست میآورد، استفاده میکرد.

گزارش از فرشته صدیقی
انتهای پیام
منبع